محمد متینمحمد متین، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
تاریخ عقدتاریخ عقد، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره
تاریخ عروسیتاریخ عروسی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
اولین دیدار ادارهاولین دیدار اداره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره
خواستگاریخواستگاری، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
محمد مبینمحمد مبین، تا این لحظه: 6 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
مهتامهتا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
بابا رضابابا رضا، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 43 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

نفس مامان نرگس و بابا رضا

9 ماه و 8 روزگی

1394/9/3 10:33
نویسنده : مامان نرگس
83 بازدید
اشتراک گذاری

سلام محمد متین عشق مامان

امروز 3 شنبه 3 آذر ماه سال 1394 

و شما 9 ماه و 8 روزته

الان یک هفته است که من میرم سر کار و شما با مامانی و خاله رقیه هستی

صبحا من ساعت 6 از خونه میام بیرون

قبلش بهت شیر میدم که تا یکی دو ساعت بعدش بتونی راحت بخوابی

البته معمولا صبحا زود از خواب پا میشی

این روزا خیلییی شیرین شدی عزیز دلم

چیزی بخوای سریع چهار دست و پا خودتو میرسونی بهش

دستتم به مبل میگیری و بلند میشی

عاشق لپ تاپ و گوشی و کنترل تلوزیونی

اگه برات آهنگ بذاریم یا دست بزنیمم خودتو تکون تکون میدی و میخندی و باسنتو قر میدیمحبت

کنترل هم تا دستت میرسه یه چند تا دگمه میزنی کل تنظیماتشو میریزی به هم و ما باز یه ساعت میگردیم ببینیم چی رو زدی که کل سیستم تلوزیونو به هم ریختی

لپ تاپم خودتو میندازی روش. عکس دسک تاپ هم یه نینی پسره خیلییی دوستش داری و همینکه میبینیش میخندی .

بعدشم میری رو کلیدای لپ تاپو هی میزنی تا سیستم هنگ کنهخندونک

از موبایل هم نگم بهترهعینک

چند روز قبل موبایل دستت بود منم تو آشپزخونه بودم اومدم دیدم رفتی تو همه گروهای گوشیم و شکلک فرستادی 

برای آقا کوروش پسر داییم هم یه عالمه استیکر تو لاین فرستاده بودیقه قهه

به در دستشویی هم علاقه داری و وقتی یکی میره میری دم درشو هی صدا میکنی که درو باز کنیم

دیشب داشتم لباساتو جمع میکردم دیدم صدای دادا میاد

اومدم دیدم رفتی پشت در ورودی و از در بلند شدی و به در میکوبی و بلند دادا دا دا صدا میکنی

دیگه واست بگم که عشق ماشین لباسشویی هم هستی و هی میری کنارش و با دقت بهش نگاه میکنی

غذا خوردنتم دیدنیه عینک

همش میخوای خودت غذا بخوری و در یه چشم به هم زدن بشقابتو کلا چپه میکنی و بعد از روی سفره کم کم میخوری و روی غذاهات میری و کل لباساتو کثیف میکنیقه قهه

عزیز دل من خیلی دلم برات تنگ میشه

هنوزم هر وقت زنگ میزنم خونه و صداتو میشنوم گریه میکنمغمناک

مامانی واسم دعا کن کارم درست بشه تا دوریمون از هم کمتر بشه

خدایا شکرت به خودت توکل کردم

تنها امیدم تویی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)